تبلیغات
ʍψ βε$† ωøƦlδ - .:::به اشتراک بگذارید:::.
×خوش اومدی گوگولی اینجا جایی برای سرگرمیه شمـــــاست×

.:::به اشتراک بگذارید:::.

پنجشنبه 24 مرداد 1392 04:15 ب.ظ

نویسنده : ƙιɳԃ ɱαɾყαɱ
سلام بچه ها

امروز تو یه سایتی یه چیزی دیدم

اشکم در اومد

لطفا به اشتراک بگذارید :

________________________________________________________________________

اینم وبلاگ مادر و پدر فرزند ربوده شده :


www.92329.blogfa.com


________________________________________________________________________


مامان بابای خوبم ، منم "محمد طاها" , کجایید؟...

خیلی بیقرار آغوشتونم


عکسهای محمد طاها دو روز قبل از ربوده شدن



چشمهای پراشکمان به در دوخته شده و گوش به زنگ تلفن نشسته ایم تا فرزند ربوده شده شیرین زبانمان آغوش پر از غم ما را شاد کند .

محمد طاهای ۹ ماهه , چراغ خانه مان بود که در روز چهارشنبه ۲۹/۳/۹۲ در تهران خیابان رسالت (۱۶متری دوم مجیدیه) وقتی داخل کالسکه اش در خواب ناز بود از مقابل مغازه ای در چشم به هم زدنی ربوده شد . اکنون نمیدانیم فرزند دلبندمان کجاست و چه سرنوشتی دارد و چگونه روزگار میگذراند... ما هم که شب و روز و خواب و خوراکمان اشک است و گریه و ماتم...

امیدمان بعد از پروردگار رحمان به شما هموطنان مهربان است که عاجزانه تقاضا داریم هرگونه اطلاعی از محمد طاهای کوچولو بدست آوردید با شماره تلفن ۰۹۱۹۷۱۳۶۱۴۱ تماس حاصل فرمایید و مژدگانی ارزشمندی دریافت نمایید .

"چنانچه در محل یا اطراف خود شاهد ناگهانی فرزند دار شدن کسی شدید به ما اطلاع دهید"

منتظر تماس پر از مهر توام با امیدتان هستیم .



دردنامه مادر محمد طاها... 

شب‌های بدون لالایی  

در اتاقك پسرکم تنها نشسته‌ام و با بغض لالایی می‌خوانم ، جای پسركم خالی است و من اشك را زمزمه می‌كنم ، نمی‌دانم طاها كوچولویم باز می‌خندد یا او هم هر وقت صدای در را می‌شنود به انتظار دیدن من و دست نوازشگر پدرش است؟! آخرین روزی كه صورت زیبا و چهره خندان كودكم را دیدم 29 خردادماه بود كه چهارشنبه غمباری را به جانم نشاند و از آن روز به بعد چند عكس و فیلم ، همدم تنهایی‌هایم هستند.






محمدطاها پسركم... بیشترین ساعات شب و روزم را در اتاق تو هستم و در میان عروسك‌ها و اسباب‌بازی‌هایت هر لحظه به یادت اشك می‌ریزم و خاطرات با تو بودن را در آغوش می‌كشم ، لباس‌هایت را جلوی صورتم گرفته و تو را به خاطر می‌آورم و برای دیدنت ثانیه‌شماری می‌كنم .
پسركم از كدام لحظه‌های بی‌تو بودن بگویم ، از فراق و دوریت ، از عذاب‌وجدان سهل‌انگاری‌ام ، از شكسته شدن و خردشدن پدرت یا از دلتنگی‌ام ، همه و همه دست به دست هم داده و روزگارم را سیاه و تار كرده ، هر وقت اشك‌های پدرت را می‌بینم و لحظه به لحظه شاهد پیر شدن او هستم عذاب وجدان لحظه‌ای رهایم نمی‌كند .
از پدرت گفتم... یادم رفت بگویم دچار ناراحتی قلبی شده و تپش قلب گرفته ، یادم رفت بگویم با دهان روزه شبانه‌روز به دنبالت می‌گردد ، یادم رفت بگویم از آن روز به بعد سر كارش نرفته و برای پیدا كردن تو لحظه‌ای آرامش ندارد ، می‌خواهد زندگی‌مان را شاد و لبخند را با بودن تو به این خانه بازگرداند.
در میدان هفت‌حوض نارمک وقتی مادری به فرزند دلبندش شیر می‌داد ، بغض سنگینی گلویم را فشرد و با تمام وجودم به یادت گریه كردم و بیقرار شدم .
چند كلامی هم به تو خانمی می‌گویم كه می‌خواهی جای مرا برای محمدطاها پر كنی .
محمدطاها 9 ماه در كنار قلب من و با صدای قلب من رشد كرد و بزرگ شد ، پس آرامش او زمانی است كه در كنار من و در آغوش من باشد ، من بدون او مرده‌ای متحرك بیش نیستم پس تو را به خوشبوترین یاس دو عالم بانو فاطمه زهرا (س) قسم ات می‌دهم پسر دلبندم را به ما برگردان تا آرامش به خانه ما بازگردد . زندگی بدون پسرم اشك است و غم است و ماتم! 
شاید خودت مادر نبوده‌ای! اما حتماً مادرت را به خاطر می‌آوری كه چقدر نگرانت بود و با دنیایی از عاطفه، تو را در آغوش می‌كشید! اگر پسركم به زندگی‌ام برنگردد چشمانم تا آخرین روز زندگی‌ام به چارچوب در خشك خواهد شد و هیچ‌گاه نمی‌توانم محمدطاها را فراموش كنم. 

اگر اطلاعی از سرنوشت محمد طاها دارید یا دیده‌اید خانواده‌ای به‌طور ناگهانی صاحب بچه شده است می‌توانید برای رهایی پدر و مادر محمد طاها از دنیای غم و ماتم و بازگردانده شدن محمدطاها به آغوش مادر با شماره تلفن پدر محمد طاها ۰۹۱۹۷۱۳۶۱۴۱ تماس حاصل فرمایید .




محمد طاها پیدا شد و به آغوش خانواده بازگشت...

 

دوستان همه به سلامتیش یکی یه دونه صلوات بفرستین
الهم صل علی محمد و ال محمد 





دیدگاه ها : نمیـــــخواد فقـــــط دعـــــا کـن
آخرین ویرایش: شنبه 9 شهریور 1392 05:36 ب.ظ